|
به نام او
آسمان شمسی در آن شب دیده است
اینکه نوری از دری تابیده است
بی خود از خود، آسمان نالان شدست
حاصلش در لحظه ای باران شدست
اشک ریزان ماتمی بگرفته او
باز هم سر تا سرش غم گشته او
ماه آن شب خیره در خورشید بود
من چه گویم؟! ماه آن شب شید بود
هم مدینه بس هوایش سرد بود...
هم علی بیش از همیشه مرد بود!!
عکس ماه آن شب درون آب بود
گویی اما عکس مادر قاب بود...
هرچه گل...، یکباره پر پر می شوند
روی دوش امشب گلستان می برند!
جای خالی بس پر است از بوی او
یاس ها را هم کشیده سوی او
مادر آن شب درد هایش را که برد
غنچه هایش را به مولایش سپرد
ای پدر! قامت چرا خم کرده ای؟!
جای او دردی فراهم کرده ای؟!
دختری با مادرش در گفت و گوست
جای مادر خالی و در جست و جوست
مادر! امشب جای خالی را چطور...؟!
تاب آریم از نبودت ما چطور؟!
صبر...؟ باشد ما تحمل می کنیم
باز بر مادر توسل می کنیم
«نازنین عادل»
-----------------------------------------------------------------------
و...
غزل:
خانه خاموش و جای او خالی...، عالمی با نبود او تنهاست
همسرم مادرِ شما، آنها... همسرم مادر همه دنیاست
بعد او درد های من بیش از...پیش و امروز ،پیش تر از قبل
غصه هایم فزون تر از دیروز، اشک هایم به وسعت دریاست
گفته بودند مرد باشم تا ... ، قامت من خمیده تر می شد
زیر بار تمام سختی ها، انحنا و شکستنم پیداست
گفته بودند مرد باید در، هرچه سختی صبورتر باشد
فاطمه...لای در...کبودی ها، همسرم مادر صبوری هاست!
آخر آنها ندیده بودندش...بعد او ماتم و در و دیوار...
می نشستم کنار چاهی که همدم من، شکسته ای تنهاست
اشک هایم سرود، رفتن را... جای خالی گذاشت« دلتنگی»
شعر گفتن، برای او خواندن... عاشقی را سرودنش زیباست
بعد او، بعد رفتنش اینجا، جای خالی عذاب آور شد
یار پهلو شکسته ام رفت و... دیگر از جا نمی شود برخاست!!
«نازنین عادل»

+نوشته
شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت15:33 توسط نازنین
|